صائن الدين على بن تركه
413
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )
3 . فهرست توضيحى اشعار فارسى آتش آن نيست كه بر شعلهء او خندد شمع ( حافظ ) 181 آتش بيار و خرمن آزادگان بسوز ( سعدى ) 181 آخر چو گل دهن به شكر خنده باز كرد 7 آدم آورد درين دير خراب آبادم ( حافظ ) 153 آرام مگير تا توانى اى دل 129 آرزو وانگه فزون از خود چه مشكل محنتيست 87 آسمان و زمين گرفت اين نور ( اوحدى مراغهاى ) 230 آفتاب از نور رويت لمعهاى 301 آفتاب رخش ظهور گرفت ( اوحدى مراغهاى ) 224 آلوده نشد هيچ گهى دامن نازش ( امير خسرو دهلوى ) 88 ، 101 آن پادشاه اعظم در بسته بود محكم ( مولوى ) . 245 آنجا چو رسيدم من آنجا همه او ديدم ( سعدى ) 141 آنجا كه تويى نه بامدادست و نه شام ( فخر الدين عراقى : لمعات ) 189 آنجا كه يار پردهء عزّت فروهلد 111 آنچنانم به بويت اى گل مست ( اوحدى مراغى ) 204 آنچه پنداشتى كه هستى بود 86 آن خراباتهاى بىره و رو 13 آن در قدح ماست كه مىجُست سكندر 272 آن را كه به خود وجود نبوَد ( فخر الدين عراقى : لمعات ) 223 آن را كه فراق مىپسندى ( سعدى ) 179 آن شد كه روز ما ز ستم تيرهرنگ بود 7 آن شناسد حديث اين دل مست ( اوحدى مراغهاى ) 197 آن عهد شد كه چون گل رعنا به خون دل 7 آنكس كه اسير اين مقامست 225 آن كس كه ز شهر آشنايست ( نظامى : ليلى و مجنون ) 11 آنكس كه همه عينست عينش به چه كار آيد 270 آنكه گويند به عالم شب قدرى باشد ( سعدى - با تغيير ) 187 آن مى كه تو دردادى و ين عقل كه ما راست ( مولوى ) 46 آن نقطه كه آخرين دورست 223 آن يار كه در صومعه جستى و نديدى 178 آن يار همانست اگر جامه بدل كرد ( مولوى )